برداشتن زیر ابرو نه تنها در میان دختران در شرایط قبل از ازدواج بلکه در میان پسران شیوع گسترده یافته تا حدی که این موضوع در برنامههای ورزشی تلویزیون به عنوان یک واقعیت در سر و وضع ورزشکاران ملی و باشگاهی (که الگوی بسیاری از جوانان هستند) ذکر می شود(۴۳۶ ورزشکار مرد در کشور از لباس و آرایش زنانه استفاده میکنند، خبر آنلاین، ۱۶ فروردین ۱۳۸۹).
نکته دیگر شیوع بسیار گسترده تقلب در مراکز آموزشی کشور است: به گفته معاون دانشجویی وزارت علوم، بیشترین احکام انضباطی که برای دانشجویان صادر می شوند مربوط به تخلفات آموزشی بخصوص "تقلب" است.
تقلب در مدارس یک جریان هر روزه و شایع است. موارد تقلب شامل است بر تقلب در جلسه امتحان (تا حدی که دختران از پوشیدن روسری و مقنعه در جلسه ممنوع می شوند) تا نسخه برداری رسالهها و سرقت علمی در مقالات و کتب، و فروش رسمی رساله در سطوح فوق لیسانس و دکترا تا جعل مدرک در رشتههای پزشکی یا رشتههای بیشتر مورد نیاز.
بدون پرداختن به صحت و سقم آمارهای عرضه شده در باب میزان شیوع این پدیدهها و ارزیابی مطالب گفته شده توسط مراجع دولتی، نفس شیوع این امور در میان جوانان ایرانی ۱۶ تا ۲۵ ساله از چه روندهایی در جامعه حکایت دارد؟ جوانان ایرانی در سال ۱۳۹۱ در چه دنیا یا دنیاهایی زندگی می کنند؟
در این نوشته قلیان، برداشتن زیر ابرو و تقلب را از این جهت انتخاب کردهام که اولا هر سه مورد رفتارهایی ناهنجار در بخشی (کشیدن قلیان و برداشتن زیر ابرو برای دختران) یا بخش عمدهای از جامعه (تقلب، برداشتن زیر ابرو برای پسران) تلقی می شوند. دوم آن که اختصاص به جنسیت، طبقه یا گروه سنی ویژهای از جوانان ایرانی یا نقطه و شهری خاص ندارد، و سوم این که این اقدامات و کنشها همه منفی یا مثبت نیستند بلکه افراد می توانند موضع ارزشی متفاوتی نسبت به آنها داشته باشند یا دلایل ویژه ای را برای اقدام به آنها بر بشمارند. نویسنده در پی ارزیابی درست و نادرست بودن آنها نیست و ارزیابی خود را در پرانتز می گذارد.
مسئله موفقیت
تقلب یعنی اقدام و کنشی برای کسب موفقیت بدون کسب شایستگیها و لوازم این امر. تقلب در میان نسل گذشته برای کسب موفقیتهای اقتصادی و سیاسی از مجرای رانت و امتیاز و ارتباط، آن چنان گسترده و شایع بوده و آن چنان بسیاری از افراد در این حوزه به تلاش مشغول بوده و موفق شدهاند و موفقیت آن چنان منوط به همین تقلبات بوده که نسل تازه الگوی دیگری برای موفقیت پیش روی خود نمی بیند. جوان ایرانی در چنین شرایطی برای به پایان رساندن تحصیلات خود که ظاهرا مقدمه کسب مشاغل دولتی یا موفقیت در ورود به بخش نیمه دولتی (شرکتهای اقماری سپاه و دیگر نهادهای دولتی و حکومتی) است چارهای بجز تمسک به تقلب نمی بیند.
رشد اقتصادی و اجتماعی افراد از طرق شرافتمندانه و اخلاقی آن در ایران چنان دشوار شده است که بسیاری از افراد به تقلب به عنوان روشی برای جبران تبعیضهایی که علیه آنها صورت گرفته نگاه می کنند. وقتی تقلب توجیه اخلاقی و حتی شرعی پیدا کرد، دیگر به شکل سیل در آمده و هیچ کس نمی تواند به تنهایی جلوی آن ایستادگی کند. متاسفانه تقلب در محیطهای آموزشی به صورت یک قاعده درآمده است تا یک استثنا. عدم شایسته سالاری را به بهترین وجه می توان با میزان تقلبات اندازه گرفت.
زیبایی
بعد دیگری از تلاش جوانان ایرانی برای موفقیت، اقدامات مربوط به زیبایی است. جوانان ایرانی دیگر سخنان رهبران خیال پرور و وانمودگر به معنویت گرایی را در باب اهمیت زیبایی درونی نسبت به زیبایی بیرونی باور نمی کنند.
این زیبایی البته نه در خدمت کسب شغل یا ارتقا در مراتب اجتماعی (تقلب در آن حوزهها کار می کند) بلکه برای موفقیت در روابط اجتماعی، پیدا کردن دوست، غلبه بر فشار جمع همسالان و ارضای نیازهای عاطفی است. از همین جهت، جوانان ایرانی نسبت به یک دهه پیش بسیار خوش پوش تر، و همراه تر با مدهای روز جهانی شدهاند و شرایط امروز آنها اصولا با جوانان سالهای پایانی دهه پنجاه یا اوایل دهه شصت قابل مقایسه نیست.
دختران و پسران ایرانی برای زیبا جلوه گر شدن از هیچ روش و ابزار و فرایندی غفلت نمی کنند وسالانه هزاران میلیارد تومانبرای این امر می پردازند. ایرانیان پس از عربستان سعودیبالا ترین مصرف لوازم آرایشرا در خاورمیانه به خود اختصاص دادهاند. این توجه و تمرکز تا آن حد گسترده است که برخی فرزندان پسر مقامات سابق و لاحق جمهوری اسلامی را نیز در بر گرفته است.
افزایش قابل توجه استفاده مردان از کراوات که زدن آن در ادارات دولتی ممنوع است نیز، با شالهای رنگی و بلند زنان به جای روسری یا مانتوهای کوتاه دختران و زنان قابل مقایسه است. این انواع پوشش نه تنها به دختران و پسران احساس زیبایی می دهد بلکه آنها را از لباسهای مورد نظر مقامات حکومتی و اعضای خانوادهشان متمایز می کند. حکومت هر از چندی فروش کراوات را در مغازهها ممنوع و جمع آوری آن را از مغازه ها دوباره آغاز می کرده اما ظرفیت برخورد با این موضوع وجود ندارد.
ارتباطات اجتماعی
قلیان کشی جوانان که حدود یک دهه است حکومت هر از چند یک بار آن را غیر قانونی اعلام (آخرین بار ۶ خرداد ۱۳۹۱) و بعد آن را رها کرده، به یکی از تفریحات و خوشگذرانیهای نسبتا ثابت جوانان ایرانی (نه همه، اما بخشی قابل توجه) تبدیل شده است. این تفریح که مدخلی برای ورود بسیاری از جوانان به دنیای دخانیات و مواد مخدر نیز هست تا حد زیادی توسط خانوادهها نیز تحمل می شود چون خانوادهها احساس می کنند این اقدام می تواند وجهی تخلیه کننده نیز داشته باشد. فشارهای حکومتی بر جوانان ایرانی آن قدر زیاد است که خانوادهها گاه می خواهند به آنان مجالی برای خلافهای کوچک بدهند.
چارچوب جمعیتی قلیان کشی که در گذشته عمدتا افراد کهنسال از آن استفاده می کردند و در قهوهخانهها نیز دیده می شد، به دلیل مبارزه بی امان حکومت با همه تفریحات جوانان در قلمروی عمومی (دوچرخه سواری دختران، آب بازی، ترقه بازی، ممنوعیت دختران در ورود به استادیومهای فوتبال، ممنوعیت حضور دختران و پسران در پارکها در کنار هم) تغییر یافته است.
استقبال از خود- تخریب گری
ظاهرا حکومت در سمت سلامت و رعایت عرف ایستاده اما علی رغم اعلام غیر قانونی بودن قلیان کشی، چنین به نظر می رسد که در نهایت از رفتن تفریحات جوانان به پستوی خانهها و تبدیل شدن خود آنها به موجوداتی خود تخریب- گر همواره استقبال شده است. در حوزه تقلب نیز هیچ تلاشی از سوی حکومت برای کاهش آن صورت نمی گیرد بلکه با پاداش گرفتن عملی متقلبان، تقلب به یک نهاد اجتماعی تبدیل شده و موسساتی آن را ترویج می کنند و از قِبَل آن روزی می خورند. در حوزه خود نمایی و جلوه فروشی نیز مقامات گرچه می خواهند همه شهروندان یک شکل باشند اما به دلیل شیوع این پدیده، واقعیت آن را پذیرفته و با آن کنار آمدهاند.