۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۰روزی که رفت بر باد، روزی که ماند در یاد




اخبار روز- نگارنده پیشنهاد ایجاد اتحادیه دانشجویان ایرانی که دربرگیرنده واحدهای دانشگاهی مختلف دولتی و غیر دولتی و دانشجویان ایرانی خارج از کشور باشد را دارد. اقدام جمعی باید محصول تصمیم جمعی باشد، امروزه تکنولوژی چنین فضایی را ممکن ساخته و باید ازان با خلاقیت استفاده کرد ...
 

"سخن گفتن تنها صدا درآوردن نیست، یک پدیده پیچیده ارتباطی بین دو بازیگر است که در پهنه مشترکی درگیر هستند. این تعامل در صورت تعلق یک طرف به گروهی نادیده گرفته شده میتواند مسئله ساز باشد. نمایندگی سیاسی به نادیده گرفته شده موجودیت میدهد. نمایندگی تنها در تئوری و عمل و رابطه بدون واسطه بین این دو معنای واقعی پیدا میکند. تئوری چارچوب فهم و ارزیابی عمل را فراهم میآورد. برای اینکه نادیده گرفته شدگان جسارت سخن گفتن پیدا کنند باید رابطه هژمونیک اجتماعی بین سخنگو و شنونده حذف شود 

۲۵ اردیبهشت علیرغم دعوت گروههای مختلف سیاسی و دانشجویی در سکوت نسبی برگزار شد. در این مطلب سعی دارم از نگاه یک فعال دانشجویی به دلایل رکود جنبش دانشجویی پرداخته و حتی المقدور برای ائتلای این جنبش راهکارهای شخصی را پیشنهاد نمایم.

۱- تشکیلات دانشجویی پس از سرکوبهای دهه ۶۰
پس از سرکوب های دهه ۶۰ و پاکسازی وحشیانه دانشگاها از فعالین دگراندیش، انجمن های اسلامی و ستاد رهبری آنها؛ دفتر تحکیم وحدت، تنها تشکیلات فعال دانشگاهی شد. بر کسی پوشیده نیست که این تشکیلات اساساً زاییده و زائده رژیم اسلامی بود و برای سرکوب و پاکسازی دانشگاهی از دگراندیشان در پس از انقلاب اسلامی ساخته و پایگذاری شده بود. پس از تحولات دهه ۷۰ انجمن های اسلامی دو نقش پوزیسیون و اپوزیسیون رژیم را بطور همزمان بازی میکردند که این نهفته در تناقض وجودی این تشکیلات بود. از انتهای دهه ۷۰ این معضل مورد توجه و ارزیابی فعالین دانشجویی قرار گرفت و می توان شکل گیری تفکر نوین مستقل دانشجویی را به این سال ها مربوط دانست. در این سال ها دفتر تحکیم مجدانه در تقابل با رشد تفکر مستقل قرار می گیرد.

۲- تلاش برای رهایی از سیطره دفتر تحکیم و ساخت تشکیلات مستقل دانشجویی
در پیآمد تدوین تئوری جنبش مستقل دانشجویی تلاش های فراوانی برای پایه گذاری جنبش مستقل دانشجویی در دهه ٨۰ صورت میپذیرد که عمدتاً این تلاش ها بواسطه عدم درک دینامیزم جنبش دانشجویی و تلاش احزاب موجود برای سیطره بر آن، عقیم ماند. در این راستا به جریانات دانشجویان مستقل، دانشجویان لیبرال و دانشجوبان برابری طلب میتوان اشاره کرد.

٣- دینامیزم جنبش دانشجویی
دانشجویان نماینده رنگین کمان طبقاتی جامعه ایران هستند. گرچه عمدتاً میتوان آنان را منتسب به طبقه متوسط ایران دانست، اما دسته بندی کردن آنها در طبقه مشخص به تحلیل کمک چندانی نخواهد کرد. آنچه که واضح است دغدغه عمده دانشجویان را میتوان ۱- کیفیت تحصیل و زندگی دوران دانشجویی، ۲- هزینه تحصیل، ٣- آزادی های اجتماعی، ۴- اشتغال بعد از تحصیل، ۵- آزادی بیان و عقیده و آزادی های سیاسی دانست.
برای ائتلای این جنبش، دانشجویان باید از سیطره تشکیلات هرمی و التقاطی (هیبریدی) انجمن اسلامی رهایی یافته و با استفاده از روشهای عرضی تشکیلاتی در جهت خود رهایی و خود رهبری گام بردارند. در این راستا استفاده از تکنولوژی و ارتباطات نوین برای مشارکت دادن توده های دانشجو در کلیه تصمیم گیری ها لازم است. برای دستیابی به خواستهای کوتاه مدت و دراز مدت دانشجویی باید به ساخت جنبشی مدرن پرداخت. در این راستا نگارنده پیشنهاد ایجاد اتحادیه دانشجویان ایرانی که دربرگیرنده واحدهای دانشگاهی مختلف دولتی و غیر دولتی و دانشجویان ایرانی خارج از کشور باشد را دارد. اقدام جمعی باید محصول تصمیم جمعی باشد، امروزه تکنولوژی چنین فضایی را ممکن ساخته و باید ازان با خلاقیت استفاده کرد.
 حمیدرضا دانشجو


الاحد 8 أبريل 2012
هدهد
           

هدهد نیوز | سیاست | اقتصاد | مسائل ملي | جامعه وحقوق | ادبيات | دانش و فن آورى | زنان ومردان | ورزش | ديدكاه | گفتگو | فرهنگ و هنر | تروريسم | ستاره ها | محيط زيست | گوناگون | ميراث | ويدئو | سلامت | سرگرمى