نگاهی به کارنامه آقای حسن روحانی در آستانه سی پنجمین سالگرد انقلاب اسلامی/م. چشمه




تکرار پیاپی فجایع در ایران در عرض ۳۵ سال گذشته اکثر روشنفکران ایران را به حالت بی حسی (کرختی) و لختی کشانده است. تاکتیکهای ماهرانه رژیم و چرخه معیوب انتخابات ادواری این روشنفکران را حقیقتاً دچار فراموشی تاریخی کرده است

1. سیاست داخلی 
بزودی سی و پنجمین سالگرد انقلاب اسلامی 57 فرا خواهد رسید. در عین حال حدود شش ماه از ریاست جمهوری آقای حسن روحانی نیز سپری شده است. علیرغم خوشبینی ها و امیدواریهای اولیه بسیاری از ایرانیان پس از انتخابات خرداد 92، و علیرغم وعده وعیدهای آقای روحانی در زمینه سیاست داخلی، اوضاع نه تنها بهبود معنا داری نکرده، بلکه در زمینه حقوق بشر و بویژه در زمینه اعدام و یا قتل عام زندانیان بسیار وخیم تر نیز شده است. بعنوان مثال بگفته سازمان عفو بین الملل فقط ظرف دو هفته اول سال جاری میلادی حد اقل 40 نفر در ایران اعدام شده اند (1). به گزارش منابع رسمی، رژیم در سال گذشته حد اقل 270 نفر و به گفته سخنگوی سازمان دیده بان حقوق بشر (2) تا حدود 600 نفر را در ایران بدار آویخته است. رژیم برای ارعاب مردم کماکان بسیاری از اعدامها را در ملاء عام انجام میدهد، و مانند موارد گذشته (قبول پایان جنگ با عراق) در مواقع ضعف و عقب نشینی بر کشتار و اعدام زندانیان می افزاید؛ سیاستی را که یکی از فعالین حقوق بشری بدرستی سیاست "قتل عام" مینامد (1). ایران کماکان در زمینه تعداد اعدامها (نسبت به جمعیت اش) در صدر جهان قرار دارد. آقای روحانی در یکی از نخستین اقدامات حیرت انگیز خود مصطفی پور محمدی یک جانی بالفطره بدنام را بعنوان وزیر دادگستری خود معرفی نمود. 
 
علیرغم وعده های انتخاباتی آقای روحانی، در طی شش ماه گذشته در زمینه آزاد تر شدن فضای مطبوعاتی، در این مورد کاری صورت نگرفته است. اظهارات اخیر آقای ماشاالله شمس الواعظین یکی از اصلاح طلبان با سابقه کار مطبوعاتی در ایران در مورد عدم اجازه انتشار روزنامه های توقیف شده، این موضوع را تأیید میکند. سازمان گزاشگران بدون مرز در این مورد مینویسد: "علیرغم وعده های انتخاباتی حسن روحانی رئیس جمهور اصولگرای میانه رو، توقیف روزنامه بهار از سوی هیئت نظارت بر مطبوعات که تحت مسئولیت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی قرار دارد، نشان میدهد که الویت دولت رژیم تهران کاهش تنش با جامعه جهانی است و نه کم کردن سرکوب آزادی اطلاع رسانی و فعالان رسانه ای." (3) مورد دیگر نقض آزادی بیان که در زمان ریاست جمهوری آقای روحانی اتفاق افتاد و عبدالکریم سروش آنرا بعنوان "انکیزیسیون شیعی"(4) قلمداد کرده، زندانی کردن دکتر سید علی اصغر غروی اصفهانی (و محبوس نگاه داشتن وی بمدت چند ماه) بجرم انتشار مقاله ای در مورد روز غدیر خم ومعنای امامت است. 
به گزارش سازمان دیده بان حقوق بشر دولت همچنان وبسایت ها را بطور سیستماتیک وسازمان یافته مسدود میکند، سرعت اینترنت را کاهش میدهد و بر روی پخش برنامه های خارجی پارازیت میفرستد.(5) 
 
گرچه در آستانه مذاکرات هسته ای تعداد قلیلی از زندانیان سیاسی از جمله خانم نسرین ستوده که دوران محکومیت آنان رو به اتمام بود از زندان آزاد شدند، اما اینروزها با بازگرداندن تعدادی از زندانیان سیاسی سرشناس از جمله آقایان حشمت الله طبرزدی، احمد زیدآبادی و خزعلی به زندان و توجیه ادامه حصر و گروگان گیری آقایان موسوی، کروبی و خانم زهرا رهنورد، رژیم به صراحت پیام می دهد که اپوزیسیون بیهوده در مورد آزادی زندانیان سیاسی انتظار اصلاحات دارد. حیرت آور اما اینکه آقای روحانی نه تنها اقدام جدی برای آزادی موسوی و کروبی انجام نداده، بلکه با پیام دادن به تظاهرات ضد جنبش سبز (9 دی) که توسط رژیم براه انداخته شده بود، با محکوم کردن جنبش سبز به حامیان اصلاح طلب خود دهن کجی نمود. 
با الهام از سیاست "گفتار درمانی" آقای خاتمی، اقای روحانی سیاست "منشور درمانی" را بدان اضافه نموده است. از جمله میتوان به پیش نویس منشورهای حقوق بشر و زنان اشاره کرد. اما گزارشهای کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل و سازمان دیده بان حقوق بشر حاکی از آنند که در زمینه حقوق بشر و جو امنیتی در ایران، در دوران آقای روحانی بجز وعده های بدون پشتوانه و انتشار پیش نویسهای فوق الذکر، پیشرفتی حاصل نشده است. ایران کماکان یکی از بزرگترین زندانها برای روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان در جهان است. 
کماکان اقلیتهای ملی و بویژه اقلیتهای مذهبی تحت فشار و تبعیض قرار دارند. 350 تن از دراویش گنابادی در نامه خود به آقای علی مطهری نماینده مجلس به تخریب اماکن مذهبی و عبادتگاههای خود توسط چماق بدستان رژیم اشاره کرده اند. (6) دیگر اقلیتهای مذهبی از جمله نوکیشان مسیحی و پیروان آئین بهائی در طی شش ماه گذشته تحت فشار بیشتری قرار گرفته اند. کماکان رژیم به اقلیت سنی اجازه ایجاد مسجد در تهران و بسیاری از شهرهای دیگر را نمیدهد. از دیگر موارد تبعیض در رژیم جمهوری اسلامی و ادامه آن در حال حاضر تبعیض جنسیتی بر علیه زنان است. ارائه "طرح جامع جمعیت و تعالی خانواده" برای خانه نشین کردن زنان و تبدیل آنان به "ماشین جوجه کشی" برای رژیم با اعتراض شدید فعالین زن روبرو شده است. ظاهراً این طرح با هدف گسترش لشگر اسلام شیعی (فرزند آوری) در جهت افزایش جمعیت ایران همراه با محدود تر کردن اشتغال زنان در نظر گرفته شده است. این طرح در نظر دارد وسائل پیشگیری از حاملگی زنان را بسیار محدود کند. حتی ظاهراً کاندوم مورد استفاده مردان نیز اخیراً از بسیاری از فروشگاهها جمع آوری شده است. با تصویب این طرح استخدام زنان مجرد یا ممنوع شده ویا با مشکلات زیادی روبرو خواهد شد. معلوم نیست در کشوری که بیش از نیمی از جمعیت آن زیر خط فقر قرار گرفته و در نتیجه سیاستهای فاجعه بار زیست محیطی بسیاری از دریاچه ها و رودخانه ها خشک شده و یا در حال خشک شدن اند، چرا رژیم بفکر چنین طرحهای نابخردانه و هولناکی افتاده است! با پمپاژ بی رویه منابع زیر زمینی آب در ایران در آینده مسأله کمبود آب بیکی از مسائل مرگ و زندگی برای مردم ایران تبدیل خواهد شد و هیچ بعید نیست به منازعات و کشمکشهای داخلی بسیار گسترده دامن زده شود. حتی از زبان خانم معصومه ابتکار معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست گفته میشود که در سال 2013 مقام ایران در سطح بین المللی از نقطه نظر حفاظت از محیط زیست 61 پله سقوط کرده و اینکه "در حال حاضر میزان مصرف منابع زیستی همچون آب، هوا، خاک و تأثیر آنها بر روی محیط زیست کشور سه برابر ظرفیت زیست محیطی کشور است."(7) 
 
بر کسی پوشیده نیست که اقتصاد ایران در نتیجه حاکمیت آخوندها و مافیاهای رنگارنگ و در نتیجه سیاستهای جاهلانه که موجب برقراری تحریمهای بین المللی شده اند در بحرانی جانکاه دست و پا میزند. شاخص فلاکت در ایران (نرخ تورم + نرخ بیکاری) بین 50 تا 100 تخمین زده میشود، که یکی از بزرگترین رقمها در سطح جهانی است. از همان ابتدای استقرار رژیم اسلامی آخوند ها سریعاً متوجه شدند که برای تثبیت قدرت سیاسی خود نیاز به تمرکز هر چه بیشتر منابع و قدرت اقتصادی در دست خود میباشند. علاوه بر در دست داشتن شریان نفت و گاز، آنها سیاست گام بگام مصادره شرکتهای خصوصی و یا باج خواهی از آنان را در پیش گرفتند. در ادامه این سیاست، تحت عنوان "خصوصی سازی" بسیاری از اموال و منابع دولتی و ملی به بنیادهای رژیمی و بویژه سپاه پاسداران واگذار شدند. شرکت مخابرات یکی از این لقمه های چرب بود که در یک فرایند نابکارانه به سپاه پاسداران واگذار شد. آنچه امروز سیمای اصلی اقتصاد ایران را مشخص میکند، رانت خوای، انحصار و فساد گسترده مالی، سیطره شیکه قاچاق ارز و کالا (بابک زنجانی یکی از این مهره ها است)، و بکار گرفتن شیوه های امنیتی-نظامی در اقتصاد تک محصولی ایران میباشد. خانم مهر انگیز کار در مقاله اخیر خود این سیمای اقتصادی را بخوبی تشریح کرده است: "دولت هایی که پس از پایان جنگ ایران و عراق، سوار کار شده اند، نتوانسته اند باندهای فساد بر آمده از ساز و کارهای اقتصادی پشت جبهه را مهار کنند. به عکس آنها را تناور و تثبیت کرده اند. یک شرط نا نوشته همواره در میان بوده است: با این شرط باندهای فساد در دل کانون های متعدد قدرت سیاسی، صاحب منصب شدند که به یاری بازوهای امنیتی خود، منتقدان حاکمیت را از هر دسته و گروه با هر سناریو به تشخیص خود، قلع و قمع کنند. اجرای این شرط نانوشته دشوار نیود. دولت های پس از جنگ، جواز شرعی و حکومتی دخالت در فعالیت های اقتصادی را به نهادهای امنیتی دادند و نهادهای امنیتی دست شان باز شد تا به سهولت مراکز فعال اقتصادی در بخش خصوصی را شناسائی کرده و وارد حریم فعالیت اقتصادی آنها بشوند. ابتدا با بازداشت های خودسرانه به آنها تفهیم می شد که دو راه پیش رو دارند. یا باید سهم شیر را به شخص حقیقی که نماینده آنهاست بدهند، یا فاتحه همه آن چه را که به دست آورده اند، بخوانند. روند این سلطه گری دقیق بود و در دراز مدت به صورت سیستماتیک نظام امنیتی را بر اقتصاد کشور مسلط کرد." (8) 
آقای روحانی گرچه در کابینه خود تکنوکراتهای چندی را برای سامان دادن وضعیت اقتصادی جا داده است، اما وی نمیخواهد به پیکره انحصاری و رانتی اقتصاد ایران دست بزند. وی در همان ابتدا (شهریور 92) گفت که سپاه پاسداران "محبوب دلها" است و کماکان میتواند چند پروژه بزرگ ملی را در دست گیرد. وی بدون شک جرأت آنرا ندارد که به حسابهای مخفی خامنه ای که از شریانهای ملی تغزیه میکنند (خبرگزاری رویترز چندی پیش از یکی از بنیادهای خامنه ای با ارزش 95 میلیارد دلار پرده برداشت) دست درازی کند. 
 
2. سیاست خارجی 
از حدود یکسال پیش کانون اصلی قدرت در ایران یعنی باند خامنه ای در مواجهه با یک بحران اجتماعی- اقتصادی نفس گیر بدین نتیجه رسید که در زمینه بحران هسته ای چاره ای جز نوشیدن جام زهر ندارد. بنوشته مطبوعات غربی ماهها قبل از انتخاب حسن روحانی کاگزاران خامنه ای در عمان با دیپلماتهای آمریکائی در مورد عقب نشینی هسته ای رژیم مذاکره میکردند. واقعیت اینستکه پیشرفتها در زمینه بحران هسته ای در زمان رئیس جمهوری آقای روحانی که منتج به توافقنامه اخیر شده است-- و طبیعتاً مورد تأیید آزادیخواهان ایرانی است-- در اساس ناشی از فشار تحریمهای بین المللی، بحران اقتصادی- بانکی و تنگ شدن شریان حیاتی رژیم یعنی جریان نفت بوده است. در مورد نوشیدن جام زهر باید اشاره کرد که تفاوت خامنه ای و خمینی در اینستکه خمینی حاضر شد شکست فاجعه بار استراتژی جنگ ایران و عراق را به نوشیدن جام زهر تعبیر کند، اما خامنه ای آنچنان در باطلاق نخوت و بی اخلاقی غوطه ور گردیده که نوشیدن جام زهر را "نرمش قهرمانانه" مینامد. آقای روحانی نیز عوامفریبانه توافق هسته ای را تسلیم شدن قدرتهای غربی در مقابل ایران خوانده است، که البته بلافاصله با تکذیب وزارت خارجه آمریکا روبرو شد. 
علیرغم وضعیت بسیار نابسامان مردم در ایران، رژیم در دوران ریاست جمهوری آقای روحانی با مایه گذاشتن از کیسه مردم کماکان یه سیاست فاجعه آمیز حمایت مالی-نظامی-لجیستیکی رژیم تبهکار اسد و حزب الله لبنان ادامه میدهد، و بر طبل آمریکا و اسرائیل ستیزی میکوبد. همین هفته پیش بود که آقای ظریف وزیر امور خارجه ایران در شرایطی که کنگره آمریکا در صدد وضع تحریمهای جدید علیه ایران بود، تاج گلی نثار قبر عماد مغنیه تروریست معروف لبنانی (عامل کشتار صد ها سرباز آمریکائی در زمان ریاست جمهوری رونالد ریگان) نمود. هم اکنون رژیم بنیادگرای شیعی در ایران از یکطرف، و رژیم مرتجع عربستان از سوی دیگر در منطقه خاورمیانه شیعه را در مقابل سنی قرار داده، بیک جنگ مذهبی دهشتناک دامن میزنند؛ ودر این میان رژیم نتانیاهو نیز طبیعتاً در جبهه عربستان قرار گرفته و آتش بیار معرکه شده است. 
 
3. جمعبندی 
جایگاه ریاست جمهوری در ایران چه از نظر حقوقی (قانون اساسی) و چه از نظر توازن حقیقی قدرت همواره تابع و فرمانبردار دستگاه ولایت مطلقه فقیه بوده است. شش ماه ریاست جمهوری آقای روحانی بدرستی این مسأله را نشان میدهد که در ایران رئیس جمهور فقط یک کارگزار و بقول آقای خاتمی یک "تدارکاتچی" برای دستگاه ولایت فقیه بیشتر نیست. در عین حال در ایران روسای جمهور از یک ویژگی مهم دیگر برخوردارند و آن داشتن کارکردی بعنوان سپر بلای ولایت فقیه است. در مدت هشت سال ریاست جمهوری احمدی نژاد اصلاح طلبان حکومتی و دنباله روهای سکولار آنها و برخی جناحهای دیگر رژیم کلیه سیاهکاریها، فساد و تباهی و جنون در سیاست خارجی دستگاه ولایت فقیه را علیرغم تأیید های مکرر خامنه ای از احمدی نژاد، بپای او نوشتند. اکنون نیز واضح است هرگونه شکست و نابسامانی جدید در سیاست داخلی و خارجی بپای شیخ حسن روحانی و کابینه او نوشته خواهد شد. بطور مثال خامنه ای در مورد مذاکرات و توافق هسته ای از موضع گیری آشکار پرهیز کرده، و از شیوه آشنای "مکر" در اسلام استفاده میکند. از یکطرف به بوق های تبلیغاتی خود دستور میدهد تا توافق هسته ای را زیر سوال ببرند، واز طرف دیگر گاهی بصورت گنگ و مشروط پشت سر روحانی قرار میگیرد. اما روشن است که توافق هسته ای (نرمش قهرمانانه) بدون تصمیم و حمایت او امکان پذیر نبوده است. 
 
تکرار پیاپی فجایع در ایران در عرض 35 سال گذشته از گروگان گرفتن دیپلماتهای آمریکا گرفته، تا ادامه مصیبت بار جنگ با عراق و ویرانی جنوب و غرب کشور، سرکوب خونین و قتل عام نیروهای "غیر خودی"، پر کردن زندانها از آزادیخواهان و تجاوز جنسی به دختران و پسران، قتلهای زنجیره ای و کشتار درمانی در زندانها، فرار دادن مغز ها و هزینه کردن میلیاردها ثروت ملی بپای پروژه بی حاصل و بالقوه خطرناک هسته ای و یا هزینه کردن آن بپای رژیم جنایتکاری چون اسد و یا سایر تروریستهای منطقه، و بالاخره سرکوب جنبش سبز و عدم هیچ گونه پاسخگوئی به مردم ایران در مورد فساد همه جا گیر، اکثر روشنفکران ایران را به حالت بی حسی (کرخی) و لختی کشانده است. تاکتیکهای ماهرانه رژیم و چرخه معیوب انتخابات ادواری این روشنفکران را حقیقتاً دچار فراموشی تاریخی کرده است. اینان فراموش میکنند که رژیم ایران یک استبداد مذهبی قرون وسطائی از تبار جریان مشروعه طلبی دوران انقلاب مشروطه و جریان تروریستی فدائیان اسلام است. جمهوری اسلامی ایران رژیم کشتار، رژیم فساد و تباهی، رژیم تبعیض، و رژیم جهل و جنون و جنایت است. هرگونه هم سوئی با این رژیم و کارگزارانش و ایجاد امید کاذب در میان مردم که با صبر و حوصله کار ها توسط دولت "اعتدال" اصلاح خواهد شد، نادیده گرفتن درسهای تاریخ و خیانت به آرمانهای آزادیخواهانه مردم ایران است. 
 
منبع:آخبار روز- م. چشمه، 3 بهمن 1392 
 
زیر نویس: 
1."اعدام در ملأ عام"، حسین باقرزاده، روز آنلاین، 1 بهمن 92 
2. "رادیو فرانسه"، یکم بهمن 92 
3. "در ایران سرکوب مطبوعات ادامه دارد:دولت حسن روحانی روزنامه بهار را توقیف کرد." گویا نیوز 7 آبان 92. 
4. " انکیزیسیون شیعی"، عبدالکریم سروش، گویا نیوز، 5 دی 92. 
5. "نقض حقوق بشر در دولت جدید ایران نیز ادامه دارد."، ایران امروز، 21 ژانویه 21 ژانویه 2014 
6. " شکایت دراویش گنابادی از قاضی صلواتی."، کاوه قریشی، روز آنلاین. 2 بهمن 92. 
7. "ابتکار: سقوط محیط زیست ایران در سال 2014 نیز ادامه دارد."، پیک ایران، 21 ژانویه 2014. 
8. "خوزستان"، مهر انگیز کار، روز آنلاین، 2 بهمن 92

الجمعة 24 يناير 2014
هدهد
           

شخصیتهای خبر ساز | فساد واستبداد | خاورمیانه